است. مركز ديگر در جنوب هلند قرار داشت. واژهٴ عينك در زبانهاي مختلف اروپايي حاكي از ارتباط آن با ذرهبين است، و اين نشان ميدهد كه عينك به تدريج جانشين ذرهبين شده است.
ويتِـلو1
پزشك و فيلسوف لهستاني. در دوكنشين سيلزيا زاده شد، كه در حدود 1230، بخشي از لهستان شده بود؛ احتمال دارد يكي از والدينش تورينگيايي بوده، چون او خود را تورينگ و لهستاني خوانده است. در حدود 1253، در پاريس تحصيل كرد؛ پس از توقف كوتاهي در كشورش تحصيلات خود را در پادوا (در زمينهٴ حقوق شرع!) در حدود 1262 ـ 1268، و در ويتربو در 1269، دنبال كرد؛ احتمالاً در صومعهٴ پرمونستريان ويتو در نزديكي پيوتْركُـف لهستان در زماني نامعلوم، درگذشت.
مهمترين تأليفش رسالهٴ در باب مناظر و مراياست كه در اثناي سالهاي 1270 و 1278، تأليف كرده است. اين رساله از لحاظ نظري چندان بهتر از رسالهٴ ابن هيثم نيست و بيشتر از آن اقتباس شده است، نتايج تجربههاي تازهاي در زمينهٴ شكست نور كه در آن ديده ميشود، چندان بهتر از تجربههاي بطليموس نيست. نظريهٴ او در زمينهٴ رنگينكمان هرچند بهتر از نظريهٴ ارسطوست، فروتر از معاصران مسلمان اوست. او ضرورت شكست و بازتاب نور خورشيد را در قطرههاي باران دريافت، ولي سعي نكرد آن را بهتر توصيف كند. شكل سهميوار را براي ساختن آيينههاي سوزاننده توصيه كرد.
با اين كه رسالهٴ او حاوي نوآوري مهمي نبود، حلقهٴ مهمي در انتقال نورشناسي يوناني و عربي به شمار ميرفت. اهميتي كه پيشگامان نورشناسي جديد براي آن قائل شدند از رسالهٴ كپلر (فرانكفورت 1604)، معلوم ميشود.
تأليف ويتلو از مباحث روانشناسي ادراك بصري خلاقيت بيشتري دارد؛ مثلاً حاوي ملاحظاتي است دربارهٴ ادراك معمولي، ادراك هوشيارانه، استنتاج خود به خودي و ناخودآگاه كه در روٴيت ما تأثير دارد، ادراك بُعد سوم فضا، و غيره.
اين كتاب به ويلهلم موربكي اهدا شده است، كه موٴلف در 1269، در ويتربو با او ملاقات كرده بود، و ظاهراً در عقايد فلسفي او سهيم بوده است. اين عقايد ــ نوافلاطوني به صورتي كه پروكلوس و حكماي مسلمان، به ويژه ابن سينا بيان كردهاند ــ در مقدمهٴ رسالهٴ
مناظر و مرايا آمده است. ويتلو دو رسالهٴ ديني هم نوشت2.
در باب عقل3، كه قبلاً به وي نسبت داده ميشد، از آثار متقدم است (حدود 1225).